X
تبلیغات
سرما
زمستان
خدايا دمت گرم بازم  يك هيچ به نفع تو 
خدايا تو كه ميخواى از يه راه بريم خوب چرا مسير ميذارى جلومون  تو كه ميخواى نبينيم چرا چشم ميدى تو كه ميخواى بره چرا مياريش آخه .
اينا به كنار اخه تو كه زبون ميدى به من چرا يه گوش كه بشنوه بهش نميدى !
هميشه همينطور بوده 
انگار از مريخ اومديم 
همه ميدونن چي ميگيم ولى نميفهمن چى ميگم. 
ميدونم كار خودته ما كه نميدونيم
 شايد اين نعمته ! 
به هر حال بازم ١-٠ به نفع خودتت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392ساعت 23:58  توسط آدم برفی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392ساعت 17:5  توسط آدم برفی  | 

آن همه فریاد آزادی زدید
فرصتی افتاد و زندانبان شدید

آن که او امروز در بند شماست
در غم فردای فرزند شماست
...
راه می جستید و در خود گم شدید
مردمید، اما چه نامردم شدید

کجروان با راستان در کینه اند
زشت رویان دشمن آیینه اند

آی آدمها این صدای قرن ماست
این صدا از وحشت غرق شماست

دیده در گرداب کی وا می کنید؟
وه که غرق خود تماشا می کنید ...

از مثنوی مرثیه / هوشنگ ابتهاج (سایه)
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392ساعت 11:22  توسط آدم برفی  | 

وقتی باد آروم آروم موتو نوازش می کنه

طبیعت وجودتو انقدر ستایش می کنه

وقتی که یواشکی خواب به سراغ تو میاد

برای داشتن چشمای تو خواهش می کنه

 
 
این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟
 
این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟
 
 
 
 وقتی شب فقط میاد برای خوابیدن تو
 
خورشید از خواب پا می شه تنها واسه دیدن تو
 
وقتی که چشمه حریصه برای لمس تن تو
 
یا که پیچک آرزوشه بشه پیراهن تو
 
 
 
این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟
 
این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟
 
 
 
 وقتی هر پرنده به عشق تو پرواز می کنه
 
عشق تو حتی طبیعتو هوس باز می کنه
 
وقتی تو قلب خدا این همه جا هست واسه تو
 
چرخ گردون واسه تو گردشو آغاز می کنه
 
 
 


این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟
 
ای همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟

خانم ژاکلین

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 12:29  توسط آدم برفی  | 

وقتی باد آروم آروم موتو نوازش می کنه

طبیعت وجودتو انقدر ستایش می کنه

وقتی که یواشکی خواب به سراغ تو میاد

برای داشتن چشمای تو خواهش می کنه

 
 
این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟
 
این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟
 
 
 
 وقتی شب فقط میاد برای خوابیدن تو
 
خورشید از خواب پا می شه تنها واسه دیدن تو
 
وقتی که چشمه حریصه برای لمس تن تو
 
یا که پیچک آرزوشه بشه پیراهن تو
 
 
 
این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟
 
این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟
 
 
 
 وقتی هر پرنده به عشق تو پرواز می کنه
 
عشق تو حتی طبیعتو هوس باز می کنه
 
وقتی تو قلب خدا این همه جا هست واسه تو
 
چرخ گردون واسه تو گردشو آغاز می کنه
 
 
 


این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟
 
ای همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟

خانم ژاکلین

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 12:29  توسط آدم برفی  | 

سرکشی میکند بیچاره ام کرده گاهی  نه. همیشه اذیتم میکند نمیدانم به خدا گاهی وقتها به جایم

تصمیم میگیرد و من فقط نگاه میکنم

تازگی ها میترسم اگر چه او از من دور شده با ان همه سرکشی .و حالا ترس برم داشته نکند من از بین رفته ام وآن سرکشی که از او میترسیدم. خودم باشم

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 18:0  توسط آدم برفی  | 

هفت سین خالی از یه سین

دیوان حافظ تو بغل

تا که تو از راه نرسی

نه شعر میخونم نه غزل

تو باید از راه برسی

به مرز و بوم این دیار

تا از حضورت حس کنم

رسیده عطر نوبهار

روزی که از راه برسی

زمستون از پا در میاد

هفت سین خالی از یه سین

سایه ی دستاتو میخواد

تن پوش تازه بر تن و

گم شدنم تو آینه

وقتی که تو کنارمی

هر روز نوروز منه

دلم ازت جدا نشد

نفس تورو نفس کشید

یه سال از این دوری گذشت

قصه به آخر نرسی

با آرزوی دیدنت

هفته به هفته نو شدم

جمله ی باز میبینمش

وعده ی من شد به خودم

تو داری از راه میرسی

زمستون از پا در میاد

هفت سین خالی از یه سین

سایه ی دستاتو میخواد

تن پوش تازه بر تن و

گم شدنم تو آینه

وقتی که تو کنارمی

هر روز نوروز منه

رها اعتمادی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 17:34  توسط آدم برفی  | 

من نمیخوام بهار شه من عاشق پاییزم

سال۹۰

 

سال به بن بست رسیدن

سال درهای باز

سال مرگ

سال بی عاطفگی

سال مردم نادان

سال دروغگوها و خلاصه ...

تماممممممم شد

سال۹۱

سال نهنگ

سال خوبی خوشی

سال همه چیزای خوب

سال...

سال...

اممممممممم

ولش کن

عیدتون  مبارک  نفسام

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1391ساعت 14:24  توسط آدم برفی  | 

خودكشى هم شهامت ميخواهد كسانى كه خود را ميكشندشايد فقط مثل ما نمى انديشيدند و اين ظلم مشخصى است كه كسى وا كه نمشناسيم ضعيف تصور. كنيم 

تقديم به مرد خسته كوهستان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 22:48  توسط آدم برفی  | 

بگویم و بنویسم که چرا عشق به سامان نرسیده ست
و چرا آب به گلدان نرسیده ست
و هنوزم که هنوز است
غم عشق به پایان نرسیده ست
بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید
بنویسد که چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده ست
و چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده ست ؟؟؟
+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1390ساعت 17:18  توسط آدم برفی  | 

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید
به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد
همه گفتند تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد .
ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید از مرغ برایش سوپ درست کردند
گوسفند را برای عیادت کننده گان سربریدند گاو را برای مراسم ترحیم کشتند
و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه میکرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر میکرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 22:43  توسط آدم برفی  | 

دنـیـای مـا انـدازه هـم نـیـسـت .... من عـاشـق بـارون و گـیـتـارم
.
من روز ها تا ظهر می خوابم ... من هر شب رو تا صبح بیدارم
.
دنـیـای مـا اندازه هـم نـیـسـت ... من خیلی وقت ها ساکت و سردم
.
وقـتـی کـه مـیـرم تو خودم شاید .... پـایـیـز سـال بـعـد بـرگـردم
.
دنـیـای مـا انـدازه هـم نـیـسـت .... می بـوسـمـت امـا نـمی مـونم
.
تـو دائـم از آیـنـده مـی پـرسـی .... مـن حـال فـردامـم نمی دونم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 22:36  توسط آدم برفی  | 

هر که خوبی کرد زجرش می دهند
هر که زشتی کرد اجرش می دهند

باستان کاران تبانی کرده اند
عشق را هم باستانی کرده اند

هر چه انسانها طلایی تر شدند
عشق ها هم مومیایی تر شدند

اندک اندک عشق بازان کم شدند
نسلی از بیگانگان آدم شدند
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 22:34  توسط آدم برفی  | 

         من نمیخوام بهار شه من عاشق پاییزم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 17:2  توسط آدم برفی  | 

یواش یواش اومد خیلی زور زد که جلوشو بگیره اما نتونست کم کم خودو جا کرد مثل یه تاکسی که عقب 3نفر چپیده باشن بعد یکی از اونا پیاده بشه 2نفر بقیه به هم نگاه رضایت بخشی میکنن الان هم همینجوری شده بود گرما پیاده شده بود و پاییز زمستون موندن عاشقتونم  

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 21:23  توسط آدم برفی  |